تبليغاتX
افزایش قد

افزایش قد

بزرگ کردن کودک درکل کار سختی است


بزرگ کردن کودک درکل کار سختی است. تربیت کودک در هر سنی شرایط مخصوص به خود را دارد. تا زمان خردسالی و قبل از رفتن به دبستان معمولا تربیت او برای پدر و مادر ساده تر است چون هنوز کودک وارد اجتماع نشده است و با همسالانش ارتباط چندانی ندارد اما زمانی که کودک بزرگ تر شده و به مدرسه می رود مسائلش هم تغییر می کند. در این دوره اغلب هنوز کودک کاملا تحت تاثیر والدینش است. این نکته در کنار فواید و نکات مثبتی که دارد می تواند گاه باعث مشکل هم بشود. اشتباهات والدین در این سن می تواند روی تربیت کودک کاملا تاثیرگذار باشد.

● انکارکردن اضافه وزن کودکان

به غیراز پدر و مادر هایی که چاق بودن فرزندشان را دوست دارند و تپل بودنش برای شان دوست داشتنی است خیلی از والدین وقتی با چاق بودن فرزندشان مواجه می شوند سعی می کنند آن را انکار کرده و طبیعی قلمدادش کنند. بعضی ها هم فکر می کنند فرزندشان بزرگ تر که بشود از شر این چاقی رها خواهد شد. بعضی هم با گفتن جملاتی شبیه این که فرزندم استخوان بندی اش درشت است یا مدل بدنش این طور است، سعی می کنند این چاقی را توجیه کنند؛ رفتاری که به گفته کار شناسان کاملا اشتباه است. بسیاری از تغییرات فیزیکی در بدن در همان سن دبستان اتفاق می افتد و می تواند تحت تاثیر این چاقی قرار بگیرد. بهتر است از همین سن به فرزندتان ورزش کردن و تغذیه سالم را آموزش دهید. به خاطر بالا رفتن میزان چاقی دوران کودکی امروزه بسیاری از بیماری ها مانند فشارخون، دیابت نوع ۲ و بالا بودن چربی خون شیوع بیشتری پیدا کرده و حتی در کودکان هم دیده می شوند. اگرچه آگاهی بیشتری در مورد چاقی کودکان وجود دارد اما همچنان والدین متوجه این مشکلات و عوارض چاقی کودکان نیستند و سعی در انکار آن دارند. اگر فرزندتان اضافه وزن دارد سعی کنید مراقب سایزش باشید اما به هیچ وجه او را مواخذه نکنید، مهم ترین نکته برای کودک سلامتش است و سلامت روانی هم باید مورد توجه والدین باشد. ممکن است برخورد اشتباه والدین با چاقی باعث ایجاد اختلالات تغذیه ای در کودک و بیماری هایی مانند بولمیا یا آنورکسی شود. توجه داشته باشید به هیچ وجه کودک را تنها مخاطب قرار ندهید و سعی کنید هر برنامه ای که برای مقابله با چاقی دارید برای همه خانواده درنظر بگیرید تا کودک احساس تنهایی نکند و سبک زندگی خانواده هم یکدست و سالم باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:4  توسط   | 

علی کفاشیان‌‌: از بین خوب و خوب‌تر، من رئیس شدم!

علی کفاشیان‌‌: از بین خوب و خوب‌تر، من رئیس شدم!

بوی اسپند طبقه چهارم، می‌چسبد ته گلو. یکی، دو نفر که رد می‌شوند، سرفه می‌کنند. معلوم است جشنی به‌پا بوده. در طبقات فدراسیون، آدم کم است، طبقه چهارم نیز همینطور. ظهر رئیس ابقا شده، شب دارد یک جشن کوچک می‌گیرد. او کار را از همان شب استارت زده. روی صندلی‌‌اش سفت نشسته، همان نامه‌های دیروز روی میزش را که گذاشته بود برای بعد از انتخابات، پاراف می‌کند. می‌دانست خودش رئیس می‌ماند، برخلاف آنهایی که فکر می‌کردند گزینه‌شان می‌شود رئیس. کفاشیان با هوش زیادی دوباره بر مسند فدراسیون نشست. در اولین گفت‌وگوی اختصاصی با رئیس بعد از ریاست، خیلی حرف‌ها زدیم. بخش زیادی از این حرف‌ها بین خودمان ماند. رئیس گفت الان وقت برقراری تعامل تازه است، بین خودش و رؤسا.
*۴۷ رأی آوردید و اینکه الان شرایط فرق می‌کند. شما گفته بودید من مرد دقیقه ۹۰ هستم، ولی این‌بار دقیقه ۱۲۰ گل زدید. وقت اضافه زدیدها…
نیمه دوم کشید. دور اول نبود. این نشان می‌داد من در بخش باشگاه‌ها باید بیشتر کار کنم که آنها هم از نظر سابقه کاری من را قبول کنند. ما در این مدت در بعضی باشگاه‌ها و هیأت‌ها خوب کار کردیم، فعالیت مثبت داشتیم. ما باید بتوانیم حق و حقوق آنها را بگیریم. قطعاً اگر بتوانیم، در آینده رأی آنها هم برمی‌گردد. این اتفاق کم‌کم می‌افتد.
*پس خبر دارید چه کسانی به شما رأی نداده‌اند. خوب همه‌چیز را رصد کرده بودید.
غیر از رأی‌ها که می‌دانید چه کسانی به من ندادند، یک مقدار هم باشگاه‌ها به من رأی ندادند! مرحله اولی که من خوب رأی آوردم، آرا پراکنده شده بود. ولی وقتی کشید به مرحله دوم آنها هم که به من رأی نداده بودند، احساس کردند می‌توانم رئیس باشم، به همین دلیل من را گذاشتند در اولویت.
*اگر یک‌سال پیش انتخابات برگزار می‌شد، انصافاً شما رأی‌هایتان تک‌رقمی می‌شد؟ اگر یادتان باشد، برای مصاحبه مشترک با فتح‌ا…‌‌زاده اینجا بودیم، در همین دفتر. تیم‌های مختلف ما باخته بودند و همه می‌گفتند باید کفاشیان برود.
ببینید، من هنوز هم می‌گویم بهترین نیستم ولی شاید وقتی اعضای مجمع مقایسه کردند با نفرات دیگر، من را ترجیح دادند. شاید قوی‌تر از من می‌آمد، رأی می‌آورد. یک‌سال پیش هم همین بود. اعضا الان تشخیص دادند من بهترم و رأی دادند.
*این همان ذهنیت بد و بدتر را پیش می‌آورد که کفاشیان بد بود، آنها بدتر را انتخاب نکردند.
چرا این‌طور می‌گویید؟ می‌توانید این‌طوری هم بگویید که از بین خوب و خوب‌تر من انتخاب شدم.
*ولی برداشت‌ها بد و بدتر بود.
ببین شما می‌گویید اگر یک سال پیش بود، رأی نمی‌آوردی. همه‌چیز بسته به زمان‌ها داشت و رقبا. من خودم برای این دوره واقعاً آقای قریب را قبول داشتم. او مرد خوبی است. همیشه به هم احترام می‌گذاریم و خیلی هم دوست هستیم. ولی متأسفانه شرایطی مهیا نشد که ایشان بیاید و رئیس فدراسیون فوتبال شود.
*چرا در برنامه‌ای که ارائه کرده بودید، یک‌سری حوزه‌ها را نداشت. مثلاً شما هیچ برنامه اقتصادی نداشتید و یا اینکه برای تیم‌ملی هم برنامه‌ای ارائه نداده بودید. جای تعجب داشت!
من معتقدم باید یک ساختار جدید را در فدراسیون فوتبال به‌وجود آورد. الان آقای نصیرزاده اینجا هستند و می‌دانند. مثلاً ما کمیته فنی را کرده‌ایم کمیته فنی و توسعه. باید ساختاری برای این کمیته بنویسیم. قرار نیست در آنجا دیگر افراد غیر متخصص باشند. من دوست دارم عزیزانی را در کمیته‌های مختلف بچینم که مورد حمایت باشند.
*نکته ویژه مجمع این بود که فوتبالی‌ها برنده شدند. غیر از یک عضو مجمع که شناخته‌شده نبود، اعضا فوتبالی‌ها را انتخاب کردند.
البته فردی که می‌گویید، دلایل خاصی برای آمدنش وجود داشت. من با او حرف زدم و دیدم مدیر توانمندی است و به درد فوتبال ما می‌خورد. ما در فدراسیون به آدم‌‌های توانمند سیاسی و اقتصادی نیاز داریم. خود من از ترکیب هیأت‌رئیسه کاملاً راضی هستم. ولی شما یک چیز دیگر را در نظر داشته باشید. کلاً دادن برنامه خلاف همه جای دنیاست. شما کی دیده‌‌اید که بلاتر بیاید برنامه بدهد؟ فدراسیون کلاً یک وظیفه دارد و آن توسعه کمیته‌هاست و آنها باید برنامه‌های خود را ارائه بدهند.
*نکته برنامه شما هم این بود که رؤسای کمیته‌ها برنامه‌ها را نوشته بودند. درست است؟
دقیقاً. من خودم به آنها گفتم. اگر دیدید کمیته‌ای هم برنامه نداشت، یعنی رؤسای آنها وقت نکرده بودند بنویسند!
*ما از آن جهت بحث انتخابات در یک سال پیش را مطرح کردیم که در آن زمان تیم‌ملی ما سرمربی درست و حسابی نداشت. فدراسیون، فدراسیون شکست‌ها بود. ولی الان شما کروش را در تیم‌ملی دارید.
بالاخره ما دیگر نباید بگذاریم اتفاقات قدیم برای تیم‌های ما بیفتد. باید با اقتدار کارمان را انجام دهیم. تیم‌های ما باید سرنوشت‌شان مشخص باشد. الان اولویت اصلی ما تیم‌ملی است. با کمک کروش ما داریم صعود تیم‌ملی به مراحل بعدی را برنامه‌ریزی می‌کنیم و می‌خواهیم ضعف‌ها را از بین ببریم. برای همین تیم جوانان را گذاشته‌ایم. در نوجوانان هم ایشان نظارت دارد. حتی برای تیم‌های بانوان نیز در نظر داریم نظارت باشد. اگر بدنه تیم‌ها در باشگاه‌ها قوی‌تر شود و دستمان باز باشد، می‌توانیم فوتبالی قوی داشته باشیم.
*در حقیقت با حضور کروش شما توانستید در بین مردم محبوب شوید. تا قبل از آن می‌گفتند کسی رئیس فدراسیون است که هرچه می‌گویند، جواب می‌دهد چشم. ولی با آوردن کروش شما باعث شدید تا ۸۵ هزار نفر به ورزشگاه بیایند. این ذهنیت وجود دارد که کروش باعث محبوبیت شما شده است.
قبول دارم حرف‌‌های شما را. اتفاقاً عادل فردوسی‌پور یک نظر‌سنجی گذاشته بود که استقلال فدراسیون مهمتر است یا بقیه چیزها که رأی دادند استقلال. من فکر می‌کنم کارهایی که در فدراسیون انجام شد با مطالعه و صبر و حوصله زیادی بود. رسانه‌ها البته صبر ندارند. بالاخره ما باید داشته باشیم و با همین صبر و حوصله بود که این اتفاق‌ها افتاد. حالا ما باید خواسته‌های خود را پوشش بدهیم. الان نیاز است یک کمیته برای جام‌جهانی‌ داشته باشیم که هفته بعد تشکیل می‌شود. یک‌سری کارها هست که باید سریعاً انجام شود. نیاز است که دست به‌دست هم بدهیم. واقعاً سال سختی در پیش داریم.
*این بحث‌ها را کردیم تا به یک سؤال مهم برسیم. می‌توان گفت کارلوس کروش باعث شد علی کفاشیان برای ریاست فدراسیون فوتبال رأی بیاورد؟
نه، من این حرف را نمی‌زنم. شاید یکی از دلایل این بود ولی اعضای مجمع ما که مردم نیستند. یعنی مردم رأی نمی‌دهند، جامعه فوتبال هم وقتی از کسی حمایت می‌کند که یک‌سری کارها انجام داده باشد. ما هرچه در توان داشتیم، به کار بردیم. یک موقع هست که می‌گویند باید دوساعته به مشهد بروی، هواپیما هم نیست. با ماشین هم که بخواهی بروی زود زود ۹ساعته می‌رسی. الان وضع ما هم این‌طوری است. تا هواپیما نباشد دوساعته نمی‌شود رفت.
*اینها که شما می‌گویید در واقع پروسه‌ای است که طی شده و فدراسیون به موفقیت رسیده. ولی بی‌شک حضور کروش هم مهم بود.
من می‌خواهم بگویم اگر آقای قریب رئیس می‌شد یا عزیز محمدی، انصافاً آنها به کارلوس کروش دست می‌زدند؟ قطعاً دست نمی‌زدند چون آنها هم می‌دانستند کروش مربی خوب و قوی‌ای است. از او حمایت می‌کردند تا تیم‌ملی برود جلو. دلیل رأی آوردن من تنها حضور کروش نبود، سابقه ۴ساله‌ام بود، اینکه با چه وضعی کار را شروع کردیم و چطور پیشرفت داشتیم. روند ۴ساله کار را دیدند که به بنده رأی دادند، سپس آن را مقایسه کردند با دیگران. نباید بگوییم فدراسیون با کروش ابقا شد. ما باید پایه کار را در فدراسیون آنقدر قوی کنیم که کروش‌ها به فوتبال ایران بیایند.
*بحث به جاهایی رسیده که دوست داریم رک حرف بزنیم. همیشه می‌گفتند علی کفاشیان خیلی زود جا می‌زند ولی این‌بار نشان دادید که کوتاه نیامدید. تا لحظه آخر خود ما فکر می‌کردیم ممکن است انصراف بدهید؛ یعنی هر لحظه این احتمال می‌رفت.
من اگر ببینم…. می‌دانید یک مثال بزنم که روشن شوید. جریان همان بچه است با دو مادر که می‌خواهند بچه را نصف کنند. یکی می‌گوید بده به آنطرفی. حالا وظیفه من این است که حتی اگر ببینم دارم خراب می‌شوم ولی به نفع فوتبال باشد، می‌گویم عیبی ندارد. من مسئولیتم این است که وقتی فوتبال را گرفتم، تمام اتفاقات جوری رقم بخورد که به نفع آن باشد. من حتی وقتی از بین دو مرحله رأی‌‌گیری گفتم اعضا به قریب رأی بدهند، یک لحظه احساس کردم این به نفع فوتبال است. اصلاً هم ناراحت نمی‌شوم که این پست را بدهم و بروم. من دوست دارم همه اتفاقات به نفع فوتبال باشد.
*البته آن حرف‌ها را که زدید، امیر عابدینی بد قاطی کرد.
به‌ هر‌حال او هم یکی از اعضای مجمع فدراسیون فوتبال است.
*برداشت اغلب اعضا از حمایت قریب توسط شما این بود که انگار می‌خواهید پیام دهید که چقدر تحت فشار هستید. آنها مدام این جمله را تکرار می‌کردند. شما بدجور تحت فشار بودید…
نه، من تحت فشار نبودم بلکه می‌دانستم توقعات از من چی هست.
*از شما توقع چه بود؟
نه اینکه چی هست، بالاخره من گفتم آقای قریب هم هست. ایشان آمده و می‌تواند رئیس باشد. قطعاً اگر قریب رئیس فدراسیون فوتبال می‌شد بیشتر مورد حمایت قرار می‌گرفت؛ به‌خاطر همین گفتم اعضا به قریب رأی بدهند.
*یعنی الان از شما به اندازه قریب حمایت نمی‌شود؟
من مهم نیستم، باید از فوتبال حمایت شود.
*نکته‌ای که باعث شد شایعات بیشتر شود، جلسه‌ای بود که قبل از تشکیل مجمع شما با وزیر داشتید؛ یعنی رفتید پیش آقای عباسی، در آکادمی، پشت درهای بسته. می‌گفتند وزیر در آنجا به شما گفته نمی‌خواهید انصراف بدهید که شما گفته‌‌اید نه، بنده به اعضای مجمع قول داده‌ام. یعنی تا لحظه آخر دنبال این بودند که شما انصراف بدهید.
ببینید، اولاً که وزیر وقتی می‌خواست بیاید من به احترام ایشان رفتم جلوی در. آقای سجادی هم بودند. بعد رفتیم در یک اتفاق نشستیم و ایشان پرسید شرایط چطور است؟ گفتم من آماده‌ و در خدمتتانم. بعد هم گفتم الان دارد جلسه شروع می‌شود و پاشو برویم! (خنده)
*ولی روز قبل از انتخابات نامه‌ای از وزارتخانه به‌دست شما رسید که نمی‌توانید در انتخابات شرکت کنید. این نشان می‌دهد که خیلی دوست داشتند شما نباشید و کنار بکشید.
بله، این نامه رسید ولی بنده گفتم براساس اساسنامه که مورد تأیید فیفا هم هست، کاندیدا شده‌ام. این اساسنامه به بنده اجازه می‌دهد در انتخابات شرکت کنم. من امروز که رئیس نشدم، ۴سال قبل به این صندلی رسیدم. همین امروز هم بازنشسته نشده‌ام. سال ۸۳ بود که این اتفاق افتاد و من رفتم برای دبیری کمیته ملی المپیک. همان موقع دولت نامه نوشت که حضور من در این پست بلامانع است. بعد هم که آمدم به فوتبال دوباره دولت همین را گفت.
*یک زمانی هم ۷، ۸ تا پست داشتید!
به‌به چه روزهای خوبی بود! چندشغله بودم‌ها. (خنده) حالا من دوباره رئیس شده‌ام و الان می‌گویند مشکل وجود دارد. من هم همان روز اول گفتم طبق اساسنامه فدراسیون می‌آیم. ولی در کل این یک بحث قانونی است و کارشناس‌ها باید در این‌باره نظر بدهند.
*وزیر هم در پایان مجمع در لابه‌لای حرف‌‌هایش اسم قوه قضائیه را وسط آورد. آیا با این شرایط فوتبال ملی ما تهدید نمی‌شود؟
در هر صورت مجمع من را انتخاب کرده و همان مجمع هم می‌تواند اشکال را رفع کند.
*با یک مجوز از هیأت دولت کار درست می‌شود. حالا این شائبه به‌وجود می‌آید که اگر به شما دست بزنند، فوتبال ملی تعلیق می‌شود؟
به من دست نمی‌زنند و مسئولان همیشه منافع فوتبال را نگاه می‌کنند، این را مطمئن باشید.
*شما اولین رئیسی هستید که مردم باورشان این است که انتخاب شده‌‌اید.
من باید اعتراف کنم بالاخره وزارت ورزش باعث شد این فضا ایجاد شود. باید از وزیر تشکر کنم چون اگر ایشان می‌گفت نیا، قطعاً من انصراف می‌دادم و در انتخابات شرکت نمی‌کردم. ولی ایشان فضایی به‌وجود آورد که باعث شد همه بیایند. واقعاً از وزارتخانه تشکر می‌کنم که باعث ایجاد دموکراسی در انتخابات شد و همه آزاد رأی دادند. آرای من واقعی بود.
*به نظر می‌رسید همه گول سادگی شما را خورده‌اند! یعنی الان همه فهمیده‌اند علی کفاشیان چه سیاستمداری بود…
این شب اولی سؤال‌‌های سخت نپرسید. بعداً درباره‌‌اش حرف می‌زنیم.
*عزیز محمدی قبل از انتخابات گفته بود، گیریم که من رئیس شوم آن‌وقت پول کروش را باید از کجا بیاورم بدهم. شما ترسی از این مسئله ندارید؟
ما برای تأمین هزینه‌ها برای تیم‌های ملی مشکلی نداریم. درآمد فدراسیون کفاف می‌دهد ولی برای کمک به هیأت‌ها، توسعه فوتبال و پیشرفت در بخش پایه نیاز به پول داریم. سال‌های قبل اگر ساخت‌و‌سازی بود همیشه برای تیم‌ملی بود. ما پول کروش را به راحتی می‌دهیم و از بابت آینده تیم‌ملی نگران نیستیم. برای تیم‌های پایه هم مشکلی نیست.
*ولی چرا به تیم‌های پایه بودجه‌ای نمی‌دهید؟!
این را در نظر داشته باشید که ما هر برنامه‌ای که در فوتبال پایه بوده، اجرا کرده‌ایم؛ یعنی نشده به‌خاطر کمبود بودجه کاری را انجام ندهیم.
*ولی شما به مربیان تیم‌های پایه هم پول خیلی کمی می‌دهید.
ما عادت نداریم به مربیان پول زیاد بدهیم!
*به غیر از کروش و علی دایی!
نه به علی دایی هم پول زیادی ندادیم. حالا صحبت‌هایی برای جذب یک اسپانسر خوب داشته‌ایم. قرار شده در حوزه مدیا و رسانه قراردادی ۱۸۰میلیاردی امضا کنیم که باید ابتدا این موضوع را به هیأت‌رئیسه ببریم و آنجا قطعی‌‌اش کنیم.
*مربوط به همین پخش تلویزیونی است؟
نه، آن‌که برای سازمان لیگ است و اسپانسرش را گرفته. این رقمی که عرض کردم برای ۶ سال است. سال به سال هم ۲۰، ۳۰ درصد افزایش دارد. ولی تا وقتی که منعقد نشود و پولش را در حساب فدراسیون فوتبال نبینم، باور نمی‌کنم!
*این بحث لجستیک هم واقعاً در فدراسیون شما پیچیده است. بحث هواپیما و این اواخر هم اتوبوس. واقعاً کی می‌خواهید این مشکلات را از بین ببرید؟
ما کمیته‌ای برای تیم‌ملی تشکیل می‌دهیم که این چیزها جزو وظایفش است. شک نکنید دیگر مشکلی پیش نمی‌‌آید.
*شما سال گذشته در همین دفتر به ما گفتید که وقتی آمدید فدراسیون را ویرانه تحویل گرفتید، الان چطور؟ بهشت است دیگر؟!
الان به جایی رسیده‌ایم که باید تلاش کنیم و آن را باقدرت به جلو ببریم. من قول می‌دهم افراد متخصص و این‌کاره را به فدراسیون فوتبال بیاورم. دنبال حق و حقوق فوتبال خواهیم بود و از ارتباطات نیز به خوبی استفاده می‌کنیم.
*قبول دارید در ۴سال اول اشتباهات زیادی در تصمیم‌گیری‌ها داشتید و الان دیگر نباید این اشتبا‌هات را تکرار کنید؟ مخصوصاً درباره انتخاب مربیان؟
آخر یک موقع هست که فضا باید فراهم شود. همان موقع اول کار، ما برای تیم‌ملی رفتیم سراغ کلمنته ولی ایشان نماند. به‌خاطر همین می‌گویم فضا. یک موقع واقع کسی نیست و اتفاقات طوری می‌افتد که در ۴سال اول افتاد. ما اشتباهاتی داشتیم مخصوصاً در تیم امید. باید تلاش کنیم دیگر این اشتباهات تکرار نشود.
*بزرگترین اشتباه علی کفاشیان چه بود؟
ما اشتباه داشتیم حالا بزرگ یا کوچک. مهم این است که الان دیگر درباره آنها حرف نزنیم. حالا چرا اینقدر زیاد سؤال می‌پرسید. نمی‌خواهید برای آخر سال هم چند سؤال بگذارید؟
*انگار عموم مردم روی شما نظر دارند، درست برعکس ۴سال و دو ماه قبل.
من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که باعث شد رأی بیاورم این بود که سیاسی برخورد نکردم. چیزی که هستم، بودم. حالا بعضی‌ها این را نمی‌پسندیدند و می‌گفتند باید دعوا کنی و تند باشی ولی من این‌کاره نیستم اما در عین حال کارم را انجام می‌دهم و جلو می‌روم. بالاخره همین امروز وقتی می‌خواستیم یکی از اعضا را برای کمیته مسابقات بگذاریم، در جلسه هیأت‌رئیسه آن را مطرح کردیم و به جمع‌بندی رسیدیم که آقای بهروان را بگذاریم. شاید خیلی‌ها تصور می‌کردند من بخواهم جور دیگری رفتار کنم.
*حالا شما پای این رأیی که گرفته‌‌اید، می‌ایستید، تا ته آن؟
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 11:17  توسط   | 

نوزاد در چه سنی هویت خود را می‌شناسد؟


آیا نوزاد بدن خود را می‌شناسد؟
نوزاد شناختی از بدن خود ندارد. فقط به تدریج است که محدودیت هایی را که به “او” و “نه وفرد” دیگری مربوط می‌شود را می‌شناسد. این مرحله عموماً “مرحلۀ آئینه” نامیده می‌شود زیرا زمانی که نوزاد در آئینه نگاه می‌کند، تصویر خودش را در آن تشخیص می‌دهد.
نوزاد در چه سنی هویت خود را می‌شناسد؟
پاسخ به این سئوال مشکل است. آنچه که درباره اش مطمئن هستیم، این است که کودک حدود دو سالگی، میان جسمش و انعکاس آن در آئینه ارتباط برقرار می‌کند. اما تا رسیدن به این مرحله، پیشرفتش تدریجی است.
حدود چهار ماهگی، نوزاد از مشاهدۀ تصویر خودش در آئینه لذت می‌برد و در مقابل آن سر و دست خود را تکان می‌دهد. اما اگر در مقابل کودک دیگری هم قرار بگیرد، همین کارها را می‌کند. در عوض، اگر مادرش مقابلش باشد، او را به خوبی خواهد شناخت. ضمناً، این یک مرحلۀ در حال گذر است.
حدود هفت یا هشت ماهگی، توجهش به آیینه ها بیشتر می‌شود. و در این سن، او دیگر بدن خود را به واسطۀ دست ها یا دهانش جستجو می‌کند و بین چهرۀ افراد خانواده اش و دیگران تمایز قائل می‌شود. این همه چیز نیست، او شروع می‌کند به حرف زدن از طریق  واکنش ها و اشاره های صورتش. همچنین او کم کم می‌تواند نسبت به شخص خودش آگاهی به دست آورد
حدود ۱۲ تا ۱۸ ماهگی، از اینکه می‌فهمد حرکات قابل مشاهده در آئینه متعلق به او هستند، متعجب می‌شود. بعد از ۱۸ ماهگی، درمی‌یابد که تصویر درون آئینه کسی جز خودش نیست. این پدیده می‌تواند آرامش او را مختل کند، ممکن است با برگرداندن نگاهش، از مواجه شدن با آئینه خودداری کند.
برخی والدین می‌گویند که کودک شان پیش از دو سالگی خودش را می‌شناسد. اما چگونه می‌توان از این موضوع مطمئن شد؟ متخصصان برای این کار از ترفندهای مختلفی استفاده می‌کنند:
زمانی که نوزاد خود را در آئینه نگاه می‌کند، بدون اینکه صدایی تولید کنید، بروید پشت او. اگر زمانی که شما را دید، به سمت تان چرخید، به این معناست که مرحلۀ آئینه را پشت سر گذاشته است. او فهمیده است که تصویر شما در آئینه انعکاس شماست، وگرنه به نگاه کردن به سمت مقابلش ادامه می‌داد؛
بدون اینکه حس کند لکۀ کوچکی رنگ روی پیشانی اش بگذارید، سپس او را مقابل یک آئینه قرار دهید. اگر برای لمس کردن لکه به سمت آئینه بیاید، به این معناست که او هنوز تشخیص نداده که تصویرش، انعکاس او در آئینه است. در عوض، اگر او لکه را لمس کرد، او فهمیده آنچه که می‌بیند، انعکاسش در آئینه است.
در گذاشتن یک آئینه در اتاق کودک شک نکنید.
مطمئناً این آئینه مرکز توجهش خواهد شد. بهتر است آئینه ای را که انتخاب می‌کنید، نشکن باشد، اگر این آئینه بزرگ هم باشد کودک می‌تواند خودش را به طور کامل ببیند (بهتر است آئینه را در سطح زمین نصب کنید).  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 11:20  توسط   |